Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عشیرت

تلفظ بین المللی : /aːʃˈirat/ تلفظ :‌ [a:S'iRat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عشیرتهم
  • عشیرتک
  • عشیرتکم
  • عشر عشیر
  • عشرت
  • عشرت اباد
  • عشرت افروز
  • عشرت انگیختن
  • عشرت انگیز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عشیرت . [ ع َ رَ ] (ع اِ) عشیرة. خویشان . برادران قبیله . تبار. نزدیکان از جانب آباء. کس و کار. قبیله و تبارمردم : والی در ممالک ایران چهار است ... اول والی عربستان که به اعتبار سیادت و شجاعت و زیادتی ایل و عشیرت از والیهای دیگر بزرگتر و عظیم الشأن تر است . (تذکرةالملوک چ 2 ص 4). و رجوع به عشیرة شود....

فرهنگ فارسی

عشیره خویشان

کلمات مرتبط

  • عشیرتهم
  • عشیرتک
  • عشیرتکم
  • عشر عشیر
  • عشرت
  • عشرت اباد
  • عشرت افروز
  • عشرت انگیختن
  • عشرت انگیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات