کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عشوم
تلفظ بین المللی :
/ˈoʃuːm/
تلفظ :
['oSu:m]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رئیس العلوم
راهنمای عمومی عملیات
راهنمای عمومی عملیات پرواز
البرهان فی علوم القران
رده های حمل ونقل عمومی
رمزبندی با کلید عمومی
رمزنگاری با کلید عمومی
رمزگذاری احتمالاتی با کلید عمومی
انبارهای عمومی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عشوم. [ ع ُ ] ( ع مص ) خشک گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آزمند و حریص شدن. ( از منتهی الارب ). عَشَم. و رجوع به عشم شود.
کلمات مرتبط
رئیس العلوم
راهنمای عمومی عملیات
راهنمای عمومی عملیات پرواز
البرهان فی علوم القران
رده های حمل ونقل عمومی
رمزبندی با کلید عمومی
رمزنگاری با کلید عمومی
رمزگذاری احتمالاتی با کلید عمومی
انبارهای عمومی
نظرات