عشور. [ ع ُ] (ع مص ) ده یک گرفتن از اموال کسی . (از منتهی الارب )(از اقرب الموارد). عَشر. رجوع به عشر شود. || عشر و ده یک مال را ستدن . (از اقرب الموارد).
عشور. [ ع ُ ](ع اِ) ج ِ عُشر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عُشر شود. آنچه از تجار بر معابر بحار بطریق باج گیرند. (آنندراج ) : از تجار و مترددین بنادر عشور گرفته قلیلی به والی مذکور میدادند. (عا...
فرهنگ عمید
عُشر#NAME?
= عُشر
فرهنگ فارسی
جمع عشر ۱ - ( اسم ) عدد ده . ۲ - ( اسم ) هر ده آیه از قر آن مجید.توضیح رسم قاریان قدیم بوده که شاگردان خود را هر روز ده آیه سبق می داده اند ده آیت . یا عشر زرین . در حاشیه قر آنهای قدیم به خط زرین بر سر هر ده آیت عشر می نوشتند . جمع عشر آنچه از تجار بر معابر بحار بطریق باج گیرند
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عشور از منبع درآمد بیت المال، است و آن مالی بود که از بازرگانان خارجی گرفته می شد.نقل شده است که عمرو بن عاص به عمر بن خطاب گزارش داد که وقتی مسلمانان در سرزمین های کفر به تجارت می روند، ده یک مالشان را از آنان می گیرند. عمر دستور داد تا به عنوان مقابله به مثل، از بازرگان های خارجی که به منظور تجارت به سرزمین های اسلامی می آیند نیز ده یک قیمت کالایشان گرفته شود. البته دریافت مالیات از ب...