Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عشه

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃeː/ تلفظ :‌ ['a:Se:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • ذو عشب
  • ذوخمسه عشر اضلاع
  • ذوی العاهات
  • رب العزه
  • رباط عشق
  • رماد عش الخطاطیف
  • سبع عشره
  • سبعه عشر
  • سبعه عشر الفا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

عشة. [ ع َش ْ ش َ ] (اِخ ) از قرای ذمار است در یمن . (از معجم البلدان ).

عشة. [ ع َش ْ ش َ ] (ع اِ) درخت کم شاخ باریک شاخ در جای خراب رسته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || زمین درشت و خشک . (منتهی الارب ). زمین کم درخت ، و گویند زمین سخت . || نخل ، هرگاه سعف و برگ آن اندک گردد و انتهای آن باریک شود. (از اقرب الموارد). || (ص ) زن باریک استخوان دست وپا...

فرهنگ فارسی

از قرای ذمار است در یمن

دانشنامه عمومی

عشه (روستا). عشه به عربی ( العَشَة )، روستایی است در دهستان حجح از توابع استان مأرب در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ پنجم، وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن ( ۸۰) نفر (۶ خانوار) می باشد.wiki: عشه (روستا)...

کلمات مرتبط

  • ذو عشب
  • ذوخمسه عشر اضلاع
  • ذوی العاهات
  • رب العزه
  • رباط عشق
  • رماد عش الخطاطیف
  • سبع عشره
  • سبعه عشر
  • سبعه عشر الفا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات