Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عشق

تلفظ بین المللی : /ˈeːʃq1/ تلفظ :‌ ['e:Sq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • عشق اباد
  • عشق اباد خدابخش
  • عشق اباد کهنه
  • عشق ارنده
  • عشق اصغر
  • عشق افرین
  • عشق افلاطونی
  • عشق امیز
  • عشق انگیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عشق . [ ع َ ش َ ] (ع اِ) ج ِ عَشَقة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عشقة شود.

عشق . [ ع َ ش ُ ] (ع اِ) نیکو و برابر کنندگان در نشاندن درختهای ریاحین را. (منتهی الارب ). اصلاح کنندگان و صاف کنندگان غرسهای ریاحین ، مفرد آن عَشیق یا عَشوق است . (از اقرب الموارد).

عشق . [ ع ِ ] (ع مص ) عَشَق است درتمام معانی . ...

فرهنگ عمید

۱. دوست داشتن به حد افراط.
۲. شیفتگی؛ دلدادگی؛ دلبستگی و دوستی مفرط.
۳. (اسم) [عامیانه] معشوق.
⟨ عشق ورزیدن: (مصدر لازم) عشق داشتن؛ عشق‌بازی کردن.

۱. دوست داشتن به حد افراط.
۲. شیفتگی، دلدادگی، دلبستگی و دوستی مفرط.
۳. (اسم ) [عامیانه] معشوق.
* عشق ورزیدن: (مصدر لازم ) عشق داشتن، عشق بازی کردن.

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به شدت دوست داشتن . ۲ - (اِمص . ) شیفتگی ، دلدادگی . ۳ - لذت ، کیف . ،~ افلاطونی عشقی که با گرایش های جنسی همراه نیست .

دانشنامه آزاد فارسی

احساس دلبستگی شدید و محبت تام و تمام آدمی به شخص (به ویژه جنس مخالف)، یا آرمانی والا (مثلاً خدا)، یا تجسم مادیِ انتزاعی شده (مثلاً وطن، یا تابلویی نقاشی). به دست دادن تعریفی جامع و مانع از عشق تقریباً ناممکن است. هر انسانی، بسته به ذوق یا دلبستگی عقیدتی خود تعبیری از عشق دارد که با تعبیر دیگری چه بسا در تضاد می افتد. بدین سان مبحث عشق، از پیچیده ترین، بحث برانگیزترین و پربسامدترین مباحث در همۀ فره...

فرهنگ فارسی

دوست داشتن بحدافراط، شیفتگی، دلدادگی، دلبستگی ودوستی مفرط( مصدر ) ۱ - به حد افراط دوست داشتن . ۲ - ( اسم ) دوستی مفرط محبت تام . توضیح ۱ یکی از عواطف است که مرکب می باشد از تمایلات جنسی حس جمال حس اجتماعی تعجب عزت نفس و غیره . علاقه بسیار شدید و غالبا نامعقولی است که گاهی هیجانات کدورت آمیز را باعث می شود و آن یکی از مظاهر مختلف تمایل اجتماعی است که غالبا جزو شهوات به شمار آید . توضیح ۲ به عقیده ص...

دانشنامه عمومی

سَودا:به معنی عشق در زبان پهلوی باستان است. که همچنان در زبان تالشی و ترکی آذزی در آذربایجان ایران و بخش جداشده از ایران با نام جمهوری آذربایجان، همچنان- کاربرد دارد. و از بن همین واژه است که واژه های هم خانواده با آن، مانن سئوگیل، سئومک، سئویم، سئوینمک و سئویشمک و ... از بن واژه ی سَودا یا سئودای ترکی درست شده است. این نشان از زبان مشترک ترک زبانان آذری با پهلوی باستان یا تالشی امروزین است. که هم...

نقل قول

عشق یعنی علاقه شدید قلبی.• «آتشی از عشق در خود برفروز// سربه سر فکر و عبارت را بسوز» -> مولوی• «آشفته، پا ز سلسله زلف او مکش// عمری که صرف عشق نگردد بطالت است» -> آشفته شیرزای• «آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتمأ عشقی بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد.» -> بنیامین فرانکلین• «آب عشق تو چو ما را دست داد // آب حیوان شد به پیش ما کساد // ز آب حیوان هست هر جان را نویی // لیک آب آب حیوانی تویی» -> ...

فرهنگ اسم ها

اسم: عشق (دختر) (فارسی) (تلفظ: eshgh) (فارسی: عشق) (انگلیسی: eshgh)
معنی: علاقه شدید قلبی

گویش اصفهانی

تکیه ای: ešq
طاری: ešq
طامه ای: ešq
طرقی: ešq
کشه ای: ešq
نطنزی: ešq

مترادف و متضاد

تعشق، خلت، دوستی، شیفتگی، علاقه، محبت، مودت، مهر، وداد ≠ نفرت

love (اسم)مهربانی، محبت، مهر، عشق، معشوقه، خاطرخواهیamour (اسم)عشقpassion (اسم)عشق، شور، هوای نفس، اشتیاق و علاقه شدید، هوی، احساسات تند و شدید، تعصب شدید، احساسات شدید، اغراض نفسانیmania (اسم)دیوانگی، عشق، شیدایی، علاقمندی غیر عقلانی، هیجان بی دلیل و زیاد...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] محبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون ، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست: قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمیدر مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••...

فرهنگ فارسی ساره

دلباختگی، دل بردگی، دل دادگ


کلمات مرتبط

  • عشق اباد
  • عشق اباد خدابخش
  • عشق اباد کهنه
  • عشق ارنده
  • عشق اصغر
  • عشق افرین
  • عشق افلاطونی
  • عشق امیز
  • عشق انگیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات