معانی کلمه : عشرت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کامرانی، خوش گذرانی.
۲. [قدیمی] دوستی و آمیزش، مخالطه، صحبت.
۲. [قدیمی] دوستی و آمیزش، مخالطه، صحبت.
فرهنگ معین
(عِ رَ ) [ ع . عشرة ] (مص ل . ) ۱ - معاشرت کردن . ۲ - خوشگذرانی ، کامرانی .
فرهنگ فارسی
دوستی و آمیزش، مخالطه، صحبت، خوشگذرانی، کامرانی
( مصدر ) ۱ - مصابحت کردن معاشرت کردن ۲ - خوشگذارنی کامرانی عیش ۳ - آمیزش مخالطت .
( مصدر ) ۱ - مصابحت کردن معاشرت کردن ۲ - خوشگذارنی کامرانی عیش ۳ - آمیزش مخالطت .
فرهنگ اسم ها
اسم: عشرت (دختر) (عربی) (تلفظ: ešrat) (فارسی: عشرت) (انگلیسی: eshrat)
معنی: خوش گذرانی، کامرانی، عیش، ( عشیرة )، کام جویی، ( در قدیم ) هم نشینی، معاشرت
معنی: خوش گذرانی، کامرانی، عیش، ( عشیرة )، کام جویی، ( در قدیم ) هم نشینی، معاشرت
مترادف و متضاد
خوشی، شادی، طرب، نشاط
خوشگذرانی، عیش، کامرانی، ملاهی
۱. خوشگذرانی، عیش، کامرانی، ملاهی
۲. خوشی، شادی، طرب، نشاط
