Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عسوس

تلفظ بین المللی : /ˈosuːs/ تلفظ :‌ ['osu:s]
لغت نامه دهخدا
  • ذات عروس
  • رنگ عروس
  • ساق عروس
  • ساق عروسان
  • شش عروس
  • عبوس
  • عبوسی
  • عبوسی کردن
  • عرق العروس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عسوس. [ ع َ ] ( ع ص ) شتر ماده تنهاچرنده. ( منتهی الارب ).ناقه ای که به تنهائی بچرد. ( از اقرب الموارد ). || ناقه کم شیر، یا شتر ماده که تا از مردمان دور نشود شیر ندهد. || ناقه ای که هرگاه برانگیخته شود بگردد، سپس آن شیر دهد. || ناقه بدخوی در دوشیدن. || ناقه ای که استخوان طلب کند و آن را بخورد. || ناقه ای که بیازمایند او را که آیا شیر دارد یا نه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زن بی با...

کلمات مرتبط

  • ذات عروس
  • رنگ عروس
  • ساق عروس
  • ساق عروسان
  • شش عروس
  • عبوس
  • عبوسی
  • عبوسی کردن
  • عرق العروس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات