Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عسل

تلفظ بین المللی : /ˈaːsal/ تلفظ :‌ ['a:sal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیجملات نمونهفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • عسل البلادر
  • عسل الحاج
  • عسل الخلاف
  • عسل الرمث
  • عسل الطبرزد
  • عسل القسب
  • عسل القصب
  • عسل اللبنی
  • عسل النحل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیجملات نمونهفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عسل . [ ع َ س َ ] (اِخ ) ابن سفیان . رجوع به ابوقره شود.

عسل . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عَسَل .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عَسَل شود.

عسل . [ ع ُس ْ س َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاسِل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عاسل شود.

عسل . [ ع َ س ِ ] (ع ص ) سخت زننده و سبک د...

فرهنگ عمید

مادۀ شیرینی که زنبور عسل از مکیدن شیرۀ بعضی گل‌ها و گیا‌هان فراهم می‌آورد و در کندوی خود خالی می‌کند؛ انگبین.
⟨ عسل مصفّا: عسلی که مومش را گرفته باشند.

مادۀ شیرینی که زنبور عسل از مکیدن شیرۀ بعضی گل ها و گیا هان فراهم می آورد و در کندوی خود خالی می کند، انگبین.
* عسل مصفّا: عسلی که مومش را گرفته باشند.

فرهنگ معین

(عَ سَ) [ ع . ] (اِ.) مایع کم و بیش غلیظ و شربتی شکل و شیرینی که زنبوران عسل بر اثر جمع آوری نوش گل ها در کندو و به منظور تغذیة افراد کندو تهیه کنند. ؛~ مصفی عسلی که مومش را گرفته و تصفیه کرده باشند. ؛~ خربزه با هم نمی سازند کنایه از: عدم سازش و موافقت .

(عَ سَ ) [ ع . ] (اِ. ) مایع کم و بیش غلیظ و شربتی شکل و شیرینی که زنبوران عسل بر اثر جمع آوری نوش گل ها در کندو و به منظور تغذیة افراد ...

دانشنامه آزاد فارسی

عسل (honey)شهدی که زنبور عسل از شیرۀ گل ها تولید می کند. در کندو نگهداری و مازاد بر مصرف آن برای زمستان ذخیره می شود. عسل شامل قندهای گوناگون، عمدتاً لَوولُز و دکستروز، آنزیم ها، مواد رنگی، اسیدها و ذرات گرده است. عسل دارای مواد ضد باکتری است و در ایران، مصر، یونان و روم باستان، از آن برای مرهم زخم استفاده می شد. عسل هنوز هم برای گلودرد، در آب داغ یا به صورت قرص مکیدنی، تجویز می شود.wikijoo: عسل...

فرهنگ فارسی

انگبین، منج، کواره

( اسم ) ۱ - مایع کم و بیش غلیظ و شربتی شکل و شیرینی که زنبوران عسل بر اثر جمع آوری نوش گلها در کندو به منظور تغذیه افراد کند و تهیه می کنند معمولا عسل به وسیله زنبوران ماده عقیمی که کارگر نامیده می شوند از شیره گلها و برگها و دمبرگهای نباتات جمع آوری می شود . زنبور کارگر شیره گیاهان را وارددهانش کرده با آب دهان مخلوط می سازد و فرو می برد و آن وارد محفظه ای به نام کیسه عسل ...

دانشنامه عمومی

عَسَل یا اَنگَبین (همچنین «انگُبین» و «اَنگُوین») مایعی شیرین و گران رو است که توسط زنبورعسل و برخی حشرات دیگر تولید می شود. زنبورها، عسل را از ترشحات شکری گیاهان و گل ها یا ترشحات برخی حشرات دیگر (مانند عسلک) از راه بالااوری، فعالیت آنزیمی و تبخیر آب تولید می کنند. زنبورها عسل را در ساختارهایی از جنس موم به نام کندو ذخیره می کنند. عسلی که توسط زنبورهای عسل تولید می شود به دلیل تولید جهانی و تجاری...

نقل قول

عسل یک مادهٔ غذایی شیرین ساخته شده توسط زنبور با استفاده از شهد گل هاست.• «زنبور درشت بی مروت را گوی /باری چو عسل نمی دهی نیش مزن» گلستان،باب هشتم در آداب صحبت بخش ۶۸ -> سعدی• «نهاده ست باری شفا در عسل/نه چندان که زور آورد با اجل۸/عسل خوش کند زندگان را مزاج/ولی درد مردن ندارد علاج//رمق مانده ای را که جان از بدن/برآمد، چه سود انگبین در دهن؟» بوستان،باب هشتم در شکر بر عافیت نظر در اسباب وجود عالم ->...

گویش مازنی

۱از دهستان های ولوپی واقع در منطقه ی قائم شهر ۲عسل

/assel/ عسل & از دهستان های ولوپی واقع در منطقه ی قائم شهر - عسل

جملات نمونه

ماه عسل

honeymoon

زنبور عسل

honeybee

شانه‌ی عسل

honeycomb

پرعسل، عسل‌دار

honeyed

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: asal) (عربی) انگبین، مایع خوراکیِ غلیظ و چسبناکی که زنبور عسل تولید می‌کند ؛ (به مجاز) (در گفتگو) بسیار شیرین و خوش مزه و همینطور بسیار دوست داشتنی و مطلوب .

اسم: عسل (دختر) (عربی) (طبیعت، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: asal) (فارسی: عسل) (انگلیسی: asal) معنی: انگبین، ( به مجاز ) بسیار شیرین و خوش مزه، بسیار دوست داشتنی، مایع خوراکیِ غلیظ و چسبناکی که زنبور عسل تولید می کند، ( به مجاز ) ( در ...

مترادف و متضاد

honey (اسم)
شهد، معشوق، عزیز، عسل، انگبین

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عسل غذای شیرینی است که اغلب به صورت مایع بوده و از زنبور عسل به دست می آید.در قرآن کریم از مواد غذایی مختلفی نام برده شده است، اما تنها در مورد عسل است که آن را «شفا» نامیده است. قال الله تعالی: «و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس». «و پروردگار تو به زنبور عسل «و...

کلمات مرتبط

  • عسل البلادر
  • عسل الحاج
  • عسل الخلاف
  • عسل الرمث
  • عسل الطبرزد
  • عسل القسب
  • عسل القصب
  • عسل اللبنی
  • عسل النحل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات