معنی کلمه : عسبله
لغت نامه دهخدا
عسبلة. [ ع َب َ ل َ ] (ع مص ) همدیگر آمدوشد مردمان و تردد ایشان .(از منتهی الارب ). آمدوشد کردن مردمان و مراوده کردن آنها با هم . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

عسبلة. [ ع َب َ ل َ ] (ع مص ) همدیگر آمدوشد مردمان و تردد ایشان .(از منتهی الارب ). آمدوشد کردن مردمان و مراوده کردن آنها با هم . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).