معانی کلمه : عزه
لغت نامه دهخدا
عزة. [ ع َزْ زَ ] (اِخ ) دختر ابوسفیان و خواهر معاویه است . (از منتهی الارب ).
عزة. [ ع َزْزَ ] (اِخ ) دختر عیاض بن ابی قرصانة. زنی راوی حدیث بود و زیادبن یسار و اهالی فلسطین از او روایت کرده اند. (از اعلام النساء از الاستدراک و طبقات الاتقیاء).
فرهنگ فارسی
پسر ابی ناداب که تابوت عهد در حوالی خانه او که در قرب یعاریم بود توقف نمود و چون وی دستش را به صندوق عهد دراز کرد بدانواسطه خداوند او را کشت زیرا که ابن مطلب مخالف امر حضرت اقدس الهی بود چه شغل حمل صندوق بر بنی قهاث موکول بود
