Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عزایم خوان

تلفظ بین المللی : /aːzˈɑjam xˈɑn/ تلفظ :‌ [a:z'Ajam x'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عالم خان منغیتی
  • خان عالم
  • امیر عالم خان
  • خانه عالم
  • خانه عالم زاده
  • خانه عجایب
  • عجیم خان
  • عزایم
  • عزایم اللـه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عزایم خوان. [ ع َ ی ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) افسونگر. کسی که عزیمه میخواند که لبلاب نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). افسونگر. ( آنندراج ) :
عزائم خوان اگر خود را بسوزد جای آن دارد
که از یک شیشه می تسخیر کردم آن پری رو را.
صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

افسونگر کسی که عزیمه میخواند که لبلاب نیز گویند

کلمات مرتبط

  • عالم خان منغیتی
  • خان عالم
  • امیر عالم خان
  • خانه عالم
  • خانه عالم زاده
  • خانه عجایب
  • عجیم خان
  • عزایم
  • عزایم اللـه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات