معانی کلمه : عزان
لغت نامه دهخدا
عزان . [ ع َزْ زا ] (اِخ ) از قلاع ریمة است در یمن . (از معجم البلدان ).
عزان .[ ع َزْ زا ] (اِخ ) قلعه ای است بر فرات . (منتهی الارب ). شهری است بر رود فرات ازآن ِ زباء، و خواهر او شهری در مقابل آن داشت بنام عدان . (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
ابن قیس بن عزان ابن قیس بن احمد بن سعید بوسعیدی از امامان عمان بسال ۱۲۸۵ قمری پس از خلع سلطان سالم ابن ثوینی با وی در مسقط بیعت شد و رایتهای سپید که شعار خاندان او بود برافراشته گشت
