عروق . [ ع ُ ] (ع مص ) در زمین رفتن . (تاج المصادر) (از ناظم الاطباء): عرق فی الارض ؛ در زمین رفت . (از اقرب الموارد). عَرق . رجوع به عَرْق شود.
عروق . [ ع ُ ] (اِخ ) تل ها و تپه هایی است سرخ رنگ در نزدیکی سجا، و سجا آبی است به نجد در دیار بنی کلاب . (از معجم البلدان ) (از تاج العروس ). ریگ توده های سرخ رنگ نزدیک سجا . (منتهی الارب )....
رگها، جمع عرقعروق شعریه:مویرگها جمع عرق ۱ - رگ ها . ۲ - ریشه ها . یا عروق جذابه . مجموعه سپید رگها را گویند . یا عروق جذابه کیلوس . قسمتی از سپید رگهای احشایی که از داخل خملهای روده مواد غذایی را جذب می کنند سپید رگهای کیلوس . تل ها و تپه هایی است سرخ رنگ در نزدیکی سجا و سجا آبی است به نجد در دیار بنی کلاب ریگ توده های سرخ رنگ نزدیک سجا