کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عرور | کلماتور
معانی کلمه : عرور
تلفظ بین المللی :
/ˈoruːr/
تلفظ :
['oRu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذات عروس
رنگ عروس
رگ های عروق
العروه لاهل الخلوه و الجلوه
سهل العبور
سواره روِ عبوری
ساق عروس
ساق عروسان
شش عروس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عرور. [ ع ُ ] ( ع مص ) گرگین شدن شتران. ( از منتهی الارب ). عرت الابل ؛ گر و اجرب شدند شتران. ( از اقرب الموارد ). عَرّ. رجوع به عر شود.
فرهنگ فارسی
گرگین شدن شتران عرت الابل گرو اجرب شدند شتران
کلمات مرتبط
ذات عروس
رنگ عروس
رگ های عروق
العروه لاهل الخلوه و الجلوه
سهل العبور
سواره روِ عبوری
ساق عروس
ساق عروسان
شش عروس
نظرات