Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرعر

تلفظ بین المللی : /ˈaːrʔar/ تلفظ :‌ ['a:R?aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • عَرعَر
  • عرعر تلخ
  • عرعر کردن
  • عرعر الاغ
  • عرعر بری
  • درخت عرعر
  • ثمره العرعر
  • حب العرعر
  • فرودگاه داخلی عرعر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

عرعر. [ ع َ ع َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). نام جایگاهی است در شعر اخطل . و گویند آن کوهی است . و گمان میرود که یک وادی باشد و برخی گفته اند که آن موضعی است از نعمان در بلاد هذیل . (از معجم البلدان ).

عرعر. [ ع ُ ع ُ ] (ع اِ) مابین دوسوراخ بینی . (منتهی الارب ) . || زهار، و بن آن . (منتهی الارب ). مابین زهار و بن آن . (ناظم الاطباء). || خوی زشت ون...

فرهنگ عمید

صدای الاغ.

درختی خودرو و بلند با برگ‌های مرکب که پوست آن مصرف دارویی دارد؛ ابهل؛ وهل؛ سرو کوهی.

صدای الاغ.
درختی خودرو و بلند با برگ های مرکب که پوست آن مصرف دارویی دارد، ابهل، وهل، سرو کوهی.

فرهنگ معین

( ~ .) (اِصت .) بانگ خر، صدای الاغ .

(عَ رْ عَ) (اِ.) درختی است بلند و تناور با برگ های بزرگ و برگچه های بسیار.

(عَ رْ عَ ) (اِ. ) درختی است بلند و تناور با برگ های بزرگ و برگچه های بسیار.
( ~ . ) (اِصت . ) بانگ خر، صدای الاغ .

فرهنگ فارسی

اسم صوت، بانگ الاغ، درختی است زیباوتناور، بلندیش تا۲٠مترمیرسد، برگهایش بزرگ ومرکب ازبرگچه های بسیار، برگ وگلش بدبواست
مابین دو سوراخ بینی زهار و بن آن

دانشنامه عمومی

آواز الاغ

عرعر می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:عرعر (شهر)، شهری در کشور عربستان سعودیwiki: عرعریان است.wiki: گویش گیلکی به آن کول دار (کهل kol)گویند.واژه اَبْرُس برگرفته از اَبروس (به پهلوی: 'brws, abrus) از زبان پهلوانیگ است.این درخت بومی چین و جنوب کره و ژاپن است. امروز در همه قاره ها با آب و هوای گرم تا معتدل یافته می شود.wiki: عرعر (گیاه)...

گویش مازنی

۱عرعر – نوعی درخت ۲بانگ خر

/ar ar/ عرعر – نوعی درخت - بانگ خر

مترادف و متضاد

ailanthus (اسم)
عرعر

bray (اسم)
عرعر

heehaw (اسم)
عرعر، قاه قاه خنده

فرهنگستان زبان و ادب

{Ailanthus} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای درختی یا درختچه ای از عَرعَریان که در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری پراکنده است؛ برگ های این گیاهان متناوب با برگچه های کوچک و میوۀ آنها معمولاً مانند میوۀ افرا بال دار است

کلمات مرتبط

  • عَرعَر
  • عرعر تلخ
  • عرعر کردن
  • عرعر الاغ
  • عرعر بری
  • درخت عرعر
  • ثمره العرعر
  • حب العرعر
  • فرودگاه داخلی عرعر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات