Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرصه

تلفظ بین المللی : /ˈaːrseː/ تلفظ :‌ ['a:Rse:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • عرصه های مناسب تفریحی
  • عرصه های نامناسب تفریحی
  • عرصه و اعیان مهمانخانه
  • عرصه و اعیان هتل
  • عرصه خانه و متعلقات ان
  • عرصه منازعه
  • عرصه به دست امدن
  • عرصه را بر کسی تنگ کردن
  • عرصه افکندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

عرصة.[ ع َ ص َ ] (ع اِ) گشادگی میان سرای که در آن بنا نباشد و گویند عرصةالدار؛ وسط آن است . (از منتهی الارب ). صحن خانه ، و آن بقعه و زمین وسیعی است در میان خانه ها که در آن ساختمانی نیست و گویند هر بقعه و زمینی که بنا در آن نباشد، عرصة است . (از اقرب الموارد). ج ، عِراص و عَرَصات و أعراص . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || زمین سرای . (منتهی الارب ). || جنگ گاه . (منتهی الارب ). رجوع به عرضه شود...

فرهنگ عمید

۱. میدان.
۲. [قدیمی] فضای جلو عمارت، ساحت خانه، حیاط.
۳. جای وسیع.

فرهنگ معین

(عَ ص ) [ ع . عرصة ] (اِ. ) ۱ - حیاط ، فضای خالی جلوی خانه . ۲ - میدان . ۳ - صحرا. ج . عرصات . ، ~ را به کسی تنگ کردن در فشار و مضیقه قرار دادن . ، به ~ رسیدن کسی الف - بزرگ شدن و از عهدة کارهای خود برآمدن . ب - به ثروت و قدرت رسیدن .

فرهنگ فارسی

ساخت خانه، فضای جلوعمارت، حیاط، میدان

دانشنامه عمومی

حیاط

گویش مازنی

حیاط

مترادف و متضاد

حیاط

بیابان، صحرا

پهنه، جولانگاه، رزمگاه، زمینه، ساحت، صحنه، فضا، گستره، مصاف، میدان

۱. پهنه، جولانگاه، رزمگاه، زمینه، ساحت، صحنه، فضا، گستره، مصاف، میدان
۲. حیاط
۳. بیابان، صحرا

field (اسم)زمین، صحرا، میدان، پهنه، عرصه، رشته، دایره، مرغزار، دشت، مزرعه، کشتزارring (اسم)محفل، میدان، طوق، حلقه، عرصه، گود، گروه، ناقوس، طنین صدا، زنگ اخبار، طنین، چنبر، طوقه، انگشتر،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عرصه، مقابل اعیان، زمینِ خانه و هر بنا را گویند.عنوان عرصه به مناسبت در بابهای وصیّت ، وقف و ارث آمده است.اجکامچنانچه فردی به خانه ای برای کسی وصیّت کند وخانه قبل از فوتش خراب شود، برخی وصیّت را باطل دانسته اند، لیکن برخی گفته اند: وصیّت درباره عرصه آن نافذ است چنانچه خانه وقفی ویران شود، عرصه آن از وقف بودن خارج نمی شود. بنابراین، فروش آن جایز نیست. چنان که با خراب شدن ساختمان مسجد ، ع...

فرهنگ فارسی ساره

پهنه

واژه نامه بختیاریکا

دَو

کلمات مرتبط

  • عرصه های مناسب تفریحی
  • عرصه های نامناسب تفریحی
  • عرصه و اعیان مهمانخانه
  • عرصه و اعیان هتل
  • عرصه خانه و متعلقات ان
  • عرصه منازعه
  • عرصه به دست امدن
  • عرصه را بر کسی تنگ کردن
  • عرصه افکندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات