Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عردام

تلفظ بین المللی : /aːrdˈɑm/ تلفظ :‌ [a:Rd'Am]
لغت نامه دهخدا
  • عدامس
  • عدامل
  • عداملی
  • عدامه
  • عرام
  • عرام النحوی
  • عرامه
  • ابن عرام
  • عرامی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عردام. [ ع ِ ] ( ع اِ ) شاخی که در آن خوشه ها باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شاخه ای که بر آن خوشه ها باشد. ( ناظم الاطباء ). || شاخ بزرگی که بر آن شاخه های ریزه باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شاخ بزرگی که بر آن شاخه های ریزه و کوچک باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). چوب خوشه خرما. ( مهذب الاسماء ).

کلمات مرتبط

  • عدامس
  • عدامل
  • عداملی
  • عدامه
  • عرام
  • عرام النحوی
  • عرامه
  • ابن عرام
  • عرامی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات