Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرد

تلفظ بین المللی : /ˈaːrd/ تلفظ :‌ ['a:Rd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • عُرد
  • عرده
  • عردات
  • عرداد
  • عردام
  • عردسه
  • عردل
  • عردله
  • عردم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عرد. [ ع َ رِ ] (ع ص ) سخت عُرُدّ.

عرد. [ ع ُ رُ دد ] (ع ص ) سخت . عَرِد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَرد. (منتهی الارب ).

عرد. [ ع َ رَ ] (ع مص ) گریختن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نیرو گرفتن جسم پس از بیماری . (از اقرب الموارد).

عرد.[ ع َ ] (ع ص ) سخت . ...

فرهنگ فارسی

سخت عرد

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] یک بار آمیزش کردن عرد می گویند.عرد در لغت به معنای شی ء سفت و سخت است؛ از این رو، به آلت تناسلی مرد در حالت نعوظ ، عرد گفته اند. این عنوان در روایات و به تبع در فقه به کار رفته و مراد از آن همان است که در شناسه آمده است. از آن به مناسبت در باب نکاح نام برده اند.← شرط عرد یا عردتین در ازدواج موقت ۱. ↑ لسان العرب، ابن منظور، ج۳، ص۲۸۷. واژه «عرد» فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ...

کلمات مرتبط

  • عُرد
  • عرده
  • عردات
  • عرداد
  • عردام
  • عردسه
  • عردل
  • عردله
  • عردم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات