Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرام

تلفظ بین المللی : /aːrˈɑm/ تلفظ :‌ [a:R'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عرام النحوی
  • ابن عرام
  • عرامه
  • عرامی
  • عرامو
  • ذات العرائس
  • ذات العراقیب
  • ربیعهبن عامر
  • رکن عراقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عرام. [ ع ُ ] ( ع اِ ) استخوان گوشت از وی باز کرده. || درخت پوست رفته. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). درخت خائیده. || آنچه بر افتد از پوست. ( منتهی الارب ). || برگ عوسج. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). ماسقط من قشر العوسج. || ( اِمص ) شوخی. || بدخوئی. ( منتهی الارب ). الشراسة و الاذی. ( از اقرب الموارد ). || نشاط و شادمانی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بسیاری. || عرام الرجل ؛ حدت و ا...

فرهنگ فارسی

استخوان گوشت از وی باز کرده درخت پوست رفته

کلمات مرتبط

  • عرام النحوی
  • ابن عرام
  • عرامه
  • عرامی
  • عرامو
  • ذات العرائس
  • ذات العراقیب
  • ربیعهبن عامر
  • رکن عراقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات