معانی کلمه : عذبه
لغت نامه دهخدا
عذبة. [ ع َ ب َ ] (اِخ ) موضعی است که از بصره تا بدانجا دو شب راه است و در آن موضع آبهای خوش است و گویند چون آنجا را بکندند آثار زندگی انسان یافتند. (از معجم البلدان ).
فرهنگ معین
(عَ ذَ بِ ) [ ع . عذبة ] (اِ. )۱ - شاخه درخت . ۲ - خس و خاشاک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) کمون دشتی .
آنچه از طعام دور ریخته شود آنچه از گندم بر آید و دور کرده شود
آنچه از طعام دور ریخته شود آنچه از گندم بر آید و دور کرده شود
