عذار. [ ع ِ ] ( ع اِ ) افسار ستور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنچه از فسار بر گونه های اسب فرو افتد. ج ، عُذُر. ( از اقرب الموارد ). || نشان فسار بر روی ستور. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). داغی است در جای فسار. ( از قطرالمحیط ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || خط ریش. ( منتهی الارب ) ( از غیاث اللغات ). جانب ریش یعنی مویی که محاذی گوش است و بین آن و گوش سفید است.یا قسمتی از صورت که بر آن م...
فرهنگ عمید
۱. رخسار، صورت. ۲. کنار صورت، محل روییدن ریش. ۳. افسار.
فرهنگ معین
(عِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - خط ریش . ۲ - در فارسی به معنی رخسار، چهره . ۳ - لگام اسب .
فرهنگ فارسی
نشان افساربررویستور، خطریش، موی ریش که تازه دمیده باشدموی بالای پیشانی، رخسار، چهره ( اسم ) ۱ - رستنگاه خط ریش . ۲ - رخساره چهره عارض .
مترادف و متضاد
چهر، چهره، رخ، رخسار، روی، سیما، عارض، گونه، وجه
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] موهای روییده بر استخوان بر آمده نزدیک گوش می باشدعذار به معنای نخست عبارت است از موهایی که کنار صورت بر استخوان برآمده نزدیک گوش می رویند. بالای آن به گیجگاه (صدغ) و پایین آن به عارضان (عارضان) متصل می شود. از آن در باب طهارت سخن گفته اند.محدوده صورت در هنگام وضودر وضو شستن صورت واجب است. محدوده صورت از طول بین رستنگاه مو تا آخر چانه و از عرض بین انگشت شصت و میانی است. بدون شک، آن مقدار...