Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدم

تلفظ بین المللی : /ˈaːdam/ تلفظ :‌ ['a:dam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • عدم اباد
  • عدم امنیت غذایی
  • عدم تساوی
  • عدم تعهد
  • عدم خانه
  • عدم قطعیت ارادی
  • عدم قطعیت ایستا
  • عدم قطعیت بحرانی
  • عدم قطعیت تصادفی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عدم . [ ع ُ ] (ع مص ) عَدم . رجوع به عَدَم شود.

عدم . [ ع ُ دُ ] (ع مص ) عَدم . رجوع به عَدَم شود.

عدم . [ ع َ دِ ] (ع ص ) درویش و نیازمند. ج ، عُدماء. (از تاج المصادر) (قطرالمحیط) (منتهی الارب ).

عدم . [ ع َ دَ ] (ع مص ) درویش گردیدن .نیازمند شدن . (از قطرالمحیط) (منتهی ال...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ وجود] نیستی، نابودی.
۲. نداشتن، نبودن (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): عدم اطّلاع، عدم صراحت.

فرهنگ معین

(عَ دَ ) [ ع . ] (اِمص . ) نیستی ، نابودی .

دانشنامه آزاد فارسی

عَدَم(به معنی نیستی و در مقابلِ وجود) اصطلاحی که در فلسفه تقسیم بندی های گوناگون دارد و بحث های گوناگونی برانگیخته است. عدم در تقسیم ابتدایی، همچون وجود به مطلق و نسبی تقسیم می شود. عدم مطلق در مقابل وجود مطلق به معنی نیستی محض است که هرگونه خبری از آن محال است، و برخلاف وجود که منشأ اثر است هیچ اثری ندارد، هم چنین مانند وجود دارای بساطت است، یعنی هیچ تمایزی در افراد آن راه ندارد و لذا منحصر به فر...

فرهنگ فارسی

گم کردن، گم کردن وازدست دادن مال، نیستی، نابودی، ضدوجود( اسم ) ۱ - نیستی نابودی مقابل هستی وجود . ۲ - برای وجود دو اعتبار است : یکی وجود مطلق و دیگری مطلق وجود . عدم هر گاه مقابل وجود مطلق باشد عدم مطلق است و اگر مقابله آن باعتبار مطلق وجود باشد مطلق العدم است . مفاد نوع اول سلب وجود مطلق است و مفاد قسم دوم سلب مطلق وجود است و فرق میان وجود و مطلق الوجود این است که مطلق الوجود به تحقیق یک فرد متحق...

مترادف و متضاد

زوال، فقدان، فنا، لاوجود، لیس، نیستی ≠ وجود

loss (اسم)گمراهی، ضلالت، عدم، فقدان، خسارت، زیان، ضرر، خدشه، خسران، مرگ، اتلاف، باخت، خسارabsence (اسم)عدم، فقدان، غیاب، غیبت، نبودن، حالت غیابlack (اسم)عدم، فقدان، نبودن، کسری، احتیاجdeficiency (اسم)عدم، عیب، نقص، قصور، کمبود، کسر، کاستی، نکته ضعف، ناکارایی، کمیshortage (اسم)عدم، کسری، کمبودnauthorght (اسم)عدم، نابودی، هیچ، صفر، نیستیnullity (اسم)...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عدم در لغت به معنای نیستی و نقطه مقابل وجود است. معادل فرانسوی این واژه، Neant و انگلیسی آن عبارتست ازNonbeing . عدم نیز مانند وجود دو اطلاق دارد. عدم مطلق و عدم مقید. هر گاه عدم در مقابل مطلق وجود قرار بگیرد، عدم مطلق است و اگر مقابل وجود مطلق قرار بگیرد، مطلق عدم است. تفاوت میان وجود مطلق و مطلق وجود در این است که تحقق مطلق وجود با یک فرد از آن هم صادق است و نفی آن با نفی همه افراد وج...

فرهنگ فارسی ساره

نبود، نیست


کلمات مرتبط

  • عدم اباد
  • عدم امنیت غذایی
  • عدم تساوی
  • عدم تعهد
  • عدم خانه
  • عدم قطعیت ارادی
  • عدم قطعیت ایستا
  • عدم قطعیت بحرانی
  • عدم قطعیت تصادفی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات