Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدال

تلفظ بین المللی : /aːdˈɑl/ تلفظ :‌ [a:d'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قهوخانه عدال
  • عدالت
  • عدالت ائین
  • عدالت افقی
  • عدالت توزیعی
  • عدالت در سلامت
  • عدالت ذاتی
  • عدالت رویه ای
  • عدالت سرزمینی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عدال. [ ع ِ ] ( ع مص ) با چیزی برابر آمدن. ( منتهی الارب ). || خمیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بازگردیدن از کسی. ( منتهی الارب ). || اندازه کردن میان دو چیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بازگردیدن. ( منتهی الارب ). || توقف نمودن. || هم وزن کردن و برابر گردانیدن چیزی را به چیزی. || با کسی سوار شدن در کجاوه. || متردد بودن در اختیار یکی از دو امر که پیش آید کسی را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب...

فرهنگ فارسی

با چیزی برابر آمدن خمیدن

کلمات مرتبط

  • قهوخانه عدال
  • عدالت
  • عدالت ائین
  • عدالت افقی
  • عدالت توزیعی
  • عدالت در سلامت
  • عدالت ذاتی
  • عدالت رویه ای
  • عدالت سرزمینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات