Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدائم

تلفظ بین المللی : /aːdˈɑʔam/ تلفظ :‌ [a:d'A?am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ریل علائمی
  • عدامس
  • عدامل
  • عداملی
  • عدامه
  • علائم
  • علائم باند
  • علائم راه کنار
  • علائم راهنمایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عدائم. [ ع َءِ ] ( ع اِ ) نوعی از خرما در مدینه که در آخر فصل بار آرد. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نوعی از خرما در مدینه که در آخر فصل بار آرد

کلمات مرتبط

  • ریل علائمی
  • عدامس
  • عدامل
  • عداملی
  • عدامه
  • علائم
  • علائم باند
  • علائم راه کنار
  • علائم راهنمایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات