عجیب. [ ع َ ] ( ع ص ) کار شگفت. ج ، عِجاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) :
عجیب نیست که از طین بدر کند گل و نسرین
همان که صورت آدم کند سلاطه طین را.
سعدی.
|| خوش آیند از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || امری شگفت آور. ( اقرب الموارد ). || ناشناخته.( منتهی الارب ) ( آنندراج ).