Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عجوف

تلفظ بین المللی : /ˈodʒuːf/ تلفظ :‌ ['odZu:f]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روزگار عجوز
  • انبار علوفه
  • زاده ٔ عوف
  • سیلو کردن علوفه
  • ضرس العجوز
  • ظفره العجوز
  • ظفیره العجوز
  • عجاف
  • عجوبه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عجوف. [ ع ُ ] ( ع مص ) بازداشتن خود را از خوردن با وجود گرسنگی تا دیگری را بخوراند. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بازداشتن خود را از خوردن با وجود گرسنگی تا دیگریرا بخوراند

کلمات مرتبط

  • روزگار عجوز
  • انبار علوفه
  • زاده ٔ عوف
  • سیلو کردن علوفه
  • ضرس العجوز
  • ظفره العجوز
  • ظفیره العجوز
  • عجاف
  • عجوبه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات