Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عجسمه

تلفظ بین المللی : /aːdʒˈasmeː/ تلفظ :‌ [a:dZ'asme:]
لغت نامه دهخدا
  • عجمه
  • عسمه
  • عجرمه
  • عجسه
  • عجومه
  • عسجمه
  • العجمه
  • فاروق عجرمه
  • ذات العجم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عجسمة. [ ع َ س َ م َ ] (ع اِمص ) سبکی . || شتابی . || (مص ) سبک گردیدن . || شتافتن . (منتهی الارب ).

( عجسمة ) عجسمة. [ ع َ س َ م َ ] ( ع اِمص ) سبکی. || شتابی. || ( مص ) سبک گردیدن. || شتافتن. ( منتهی الارب ).عجسمة.[ ع َ س َ م َ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر، واقع در 58 هزارگزی شمال خاوری شادگان کنار راه اتومبیل رو اهواز...

کلمات مرتبط

  • عجمه
  • عسمه
  • عجرمه
  • عجسه
  • عجومه
  • عسجمه
  • العجمه
  • فاروق عجرمه
  • ذات العجم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات