کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عثه
تلفظ بین المللی :
/ˈaːseː/
تلفظ :
['a:se:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذوی العاهات
رب العزه
ربیعهبن عثمان
سابق العله
انس الطالبین و عدهالسالکین
عاه
عاه عاه
عاهات
عبهر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عثة. [ ع ُث ْ ث َ ] (ع ص ) عجوز. (اقرب الموارد). گنده پیر. (منتهی الارب ). || (اِ) مته پشم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سوسة تلحس السوف و الثیاب و اکثر ماتکون فی الصوف . (اقرب الموارد)(از لسان ). || (ص ) زن پلیدزبان گول . (منتهی الارب ). زن پلید گم نام . زن احمق . (اقرب الموارد). || (اِ) مار که مار را خورد از گرسنگی در خشکسالی . ج ، عثاث . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)....
کلمات مرتبط
ذوی العاهات
رب العزه
ربیعهبن عثمان
سابق العله
انس الطالبین و عدهالسالکین
عاه
عاه عاه
عاهات
عبهر
نظرات