Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عبید

تلفظ بین المللی : /ˈaːbid/ تلفظ :‌ ['a:bid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • عبید بودن
  • عبید بن ابرص
  • عبید رجب
  • عبید زاکانی عبیدالله
  • عبید شحاته
  • عبید عیسی
  • عبید زاکانی
  • عبید 21712
  • عبید الجاسم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عبید. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن احمدبن خردادبه . رجوع به به ابن خرداذبه ابوالقاسم و نیز الاعلام زرکلی شود.

عبید. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن بکربن کلاب از بنی عامربن صعصعه از عدنانیه . جدی جاهلی است . (از الاعلام زرکلی ).

عبید. [ ع ُ ب َ ](اِخ ) ابن عوف بن عمر از اوس از قحطان . جدی جاهلی است و از نسل اوست بعضی از صحابه . (...

فرهنگ عمید

بندۀ کوچک.

۱. = عبد
۲. فرمان‌بردار؛ مطیع.

بندۀ کوچک.
۱. = عبد
۲. فرمان بردار، مطیع.

فرهنگ معین

(عُ بَ یا بِ) [ ع . ] بندة کوچک .

(عَ) [ ع . ] (اِ.) جِ عبد؛ بندگان .

(عُ بَ یا بِ ) [ ع . ] بندة کوچک .
(عَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ عبد، بندگان .

دانشنامه آزاد فارسی

عُبید
مرکز استان کوردوفان شمالی، در سودان، با ۲۲۸,۱۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۳). در مرکز سودان، در فلات کوردوفان، واقع شده است و با راه آهن به خارطوم، در فاصلۀ ۳۰۰کیلومتری جنوب غربی، و پورت سودان متصل می شود.
wikijoo: عبید

فرهنگ فارسی

زاکانی . نظام عبدالله شاعر و نویسنده قر. ۸ ه.( ف. حدود ۷۷۲ ه.ق . ). وی اصلا از مردم قزوین بود ولی در رسایل خود غالبا اهالی آن شهر را نکوهش کرده . عبید چندی در شیراز میزیسته ( در زمان شیخ ابواسحاق اینجو ) و بدان شهر علاقه مند بوده . طبع وی بهزل و مسخره تمایل داشته و این رشته را دنبال کرد تا نوشته ها و گفته های او با ذوق بزرگان زمان مناسب افتد . از اشعار او پیداست که غالبا بتهیدستی و وامداری روزگار ...

دانشنامه عمومی

عبید ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:عبید (شوش)عبید (طبس)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۲۷ نفر (۸۰خانوار) بوده است.wiki: بخش دستگردان شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی ایران است.این روستا در دهستان دستگردان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: عبید (طبس)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: abid) (عربی) بنده‌ ، فرمانبردار ، مطیع .

اسم: عبید (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: abid) (فارسی: عَبيد) (انگلیسی: abid)
معنی: فرمان بردار، مطیع، عبد، بنده

مترادف و متضاد

برده، بنده، عبد، غلام


کلمات مرتبط

  • عبید بودن
  • عبید بن ابرص
  • عبید رجب
  • عبید زاکانی عبیدالله
  • عبید شحاته
  • عبید عیسی
  • عبید زاکانی
  • عبید 21712
  • عبید الجاسم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات