معانی کلمه : عباسی
لغت نامه دهخدا
عباسی . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) بنی عباس یا آل عباس . رجوع به آل عباس شود.
عباسی . [ ع َب ْ با ] (اِ) واحد پول معادل چهارشاهی . دوصددینار. دوصنار. رجوع به صنار و صددینار شود.
فرهنگ عمید
۱. از نوادگان عباس: خلفای عباسی.
۲. (اسم، صفت نسبی، منسوب به شاه عباس ) در دورۀ صفوی، واحد پول ایران، برابر با یک پنجاهم تومان.
۳. (اسم، صفت نسبی ) [منسوخ] در دورۀ قاجار، واحد پول ایران، برابر با چهار شاهی یا دویست دینار.
۲. (اسم، صفت نسبی، منسوب به شاه عباس ) در دورۀ صفوی، واحد پول ایران، برابر با یک پنجاهم تومان.
۳. (اسم، صفت نسبی ) [منسوخ] در دورۀ قاجار، واحد پول ایران، برابر با چهار شاهی یا دویست دینار.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) واحد پول رایج در زمان شاه عباس بزرگ .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
واحد پول قدیمی به مقیاس چهارشاهی
/abbaasi/ واحد پول قدیمی به مقیاس چهارشاهی
