کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عبادت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : عبادت کردن
تلفظ بین المللی :
/ʔebˈɑdat kˈardan/
تلفظ :
[?eb'Adat k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عادت کردن
عبارت کردن
عیادت کردن
خلاف عادت کردن
عادتا تکرار کردن
عادی کردن
عباس کردنوری
عبادت
عبادت خانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
عبادت کردن. [ ع ِ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرستش کردن : یکی از معبدان شام سالها در بیشه عبادت کردی. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرستش کردن .
مترادف و متضاد
worship
(فعل)
ستودن، پرستش کردن، ستایش کردن، پرستیدن، عبادت کردن
minister
(فعل)
بخش کردن، پرستاری کردن، خدمت کردن، کشیش کمک کردن، عبادت کردن
کلمات مرتبط
عادت کردن
عبارت کردن
عیادت کردن
خلاف عادت کردن
عادتا تکرار کردن
عادی کردن
عباس کردنوری
عبادت
عبادت خانه
نظرات