کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عایر | کلماتور
معانی کلمه : عایر
تلفظ بین المللی :
/ˈɑjer/
تلفظ :
['AjeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ربیعهبن عامر
رسانای عایق پوش
ریاض العارفین
العازر
العازریه
سجن عارم
سامانۀ عارضه پای
سامانۀ عارضه گریز
سرعت عابر پیاده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عایر. [ ی ِ ] ( ع ص ) رجوع به عائر شود.
عائر. [ ءِ ] ( ع ص ) از: عَور. ( اقرب الموارد ). رجوع به عور شود. || آنچه به چشم درد رساند. ( منتهی الارب ). هر چه چشم را علت رساند. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) درد چشم. ( منتهی الارب ). رمد. ( اقرب الموارد ). || خاشاک چشم. ( منتهی الارب ). قذی. ( اقرب الموارد ). || آبله ریزه بر پلک زیرین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب ال...
فرهنگ فارسی
ازعور
کلمات مرتبط
ربیعهبن عامر
رسانای عایق پوش
ریاض العارفین
العازر
العازریه
سجن عارم
سامانۀ عارضه پای
سامانۀ عارضه گریز
سرعت عابر پیاده
نظرات