معانی کلمه : عامد
لغت نامه دهخدا
عامد. [ م ِ ] ( ع ص ) قصدکننده. آهنگ کننده. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
فرهنگ عمید
قصدکننده، آهنگ کننده.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) قصد کننده ، آهنگ - کننده .
فرهنگ فارسی
قصدکننده، آهنگ کننده
( اسم ) قصد کننده آهنگ کننده جمع عامدین .
( اسم ) قصد کننده آهنگ کننده جمع عامدین .
