معانی کلمه : عالی
لغت نامه دهخدا
عالی . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز. واقع در 28هزارگزی جنوب خاوراردکان و سه هزارگزی راه فرعی زرقان به بیضا و دارای 36 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
فرهنگ عمید
۱. بسیار خوب، دارای کیفیت خوب: پرداخت عالی فیلم.
۲. دارای درجه یا مرحلۀ بالاتر: تحصیلات عالی، دست پخت عالی.
۳. بزرگ، مهم.
۴. (قید ) به طور بسیار خوب: عالی ساز می زند.
۵. [قدیمی] رفیع، بلند.
۲. دارای درجه یا مرحلۀ بالاتر: تحصیلات عالی، دست پخت عالی.
۳. بزرگ، مهم.
۴. (قید ) به طور بسیار خوب: عالی ساز می زند.
۵. [قدیمی] رفیع، بلند.
فرهنگ معین
[ ع . ] (ص . ) ۱ - بلند، رفیع . ۲ - شریف ، بزرگوار.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: āli) (عربی) بسیار خوب ، دارای ارزش و اهمیت بسیار ، مهم ، والا ، بزرگ ؛ (در قدیم) بلند ، رفیع، مرتفع ، شاهانه ، بزرگوارانه .
مترادف و متضاد
ممتاز، نفیس
بلند، رفیع، مرتفع ≠ دانی
بزرگ، شریف، متعالی، والا
۱. بلند، رفیع، مرتفع
۲. ممتاز، نفیس
۳. بزرگ، شریف، متعالی، والا ≠ دانی
فرهنگ فارسی ساره
بالنده، برجسته، والا، بلند پایه
واژه نامه بختیاریکا
نازُک؛ وَلم؛ پاکیزِه
