معانی کلمه : عاقد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اجراکنندۀ صیغۀ نکاح یا معامله.
۲. (صفت ) [منسوخ] محکم کنندۀ پیمان.
۲. (صفت ) [منسوخ] محکم کنندۀ پیمان.
فرهنگ معین
(ق ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - پیمان کننده . ۲ - کسی که قرارداد می بندد. ۳ - اجرا کننده صیغة عقد.
فرهنگ فارسی
گره زننده، محکم کننده پیمان، عقدکننده، اجراکننده صیغه نکاح یامعامله
( اسم ) ۱ - عهد کننده پیمان کننده . ۲ - گره زننده استوار کننده . ۳ - اجرا کننده صیغه در معامله . ۴ - کسی که عقد نکاح بندد جمع عاقدین . یا عاقد قرارداد . کسی که قرار دادی را با شخصی یا موسسه ای دولتی منعقد سازد .
( اسم ) ۱ - عهد کننده پیمان کننده . ۲ - گره زننده استوار کننده . ۳ - اجرا کننده صیغه در معامله . ۴ - کسی که عقد نکاح بندد جمع عاقدین . یا عاقد قرارداد . کسی که قرار دادی را با شخصی یا موسسه ای دولتی منعقد سازد .
