Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عاسل

تلفظ بین المللی : /ˈɑsel/ تلفظ :‌ ['Asel]
لغت نامه دهخدا
  • عاسله
  • دژ عالی
  • امین العالم محمود
  • رب العالمین
  • ربیعهبن عسل
  • رحمه العالمین
  • العالم تلویزیون
  • زیست عاسف
  • زنبور عسل
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عاسل. [ س ِ ] ( ع ص ) انگبین گیرنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نیزه سخت لرزان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). || مرد نیک و صالح. ج ، عُسُل. || مرد ستوده کردار و نیک عمل که بدان ستایش و ذکر او را بیارایند و مانند انگبین شیرین گردانند. || ( اِ ) گرگ. ج ، عُسَّل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • عاسله
  • دژ عالی
  • امین العالم محمود
  • رب العالمین
  • ربیعهبن عسل
  • رحمه العالمین
  • العالم تلویزیون
  • زیست عاسف
  • زنبور عسل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات