Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ظل

تلفظ بین المللی : /zˈell/ تلفظ :‌ [z'ell]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • ظل السلطان
  • ظل الله
  • ظل اول
  • ظل تمام
  • ظل حق
  • ظل خدا
  • ظل زمین
  • ظل ظلیل
  • ظل السلطان مسعود میرزا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ظل . [ ظُل ل ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَظَل ّ.

ظل . [ ظَل ل ] (ع مص ) ظلول . ظَل َّ نهاره یفعل کذا؛ یعنی تمام روز میکند چنین .

ظل. [ ظِل ل ] ( ع اِ ) سایه. فی ٔ. مقابل ضِخ و آفتاب و برخی گفته اند ظل سایه اول روز است و فی سایه آخر روز. || پناه. کنف. ج ، ظِلال ، ظُلول ، اظلال ، اَظِلّة. ( متن اللغة ) : در ظل فتح یابد عالم لب...

فرهنگ عمید

۱. سایه.
۲. [قدیمی، مجاز] پناه؛ توجه؛ عنایت.
⟨ ظل ‌ظلیل: [قدیمی]
۱. سایۀ دائم. Δ به‌ طریق مبالغه گفته می‌شود.
۲. [مجاز] لطف و حمایت بی‌شائبه.

۱. سایه.
۲. [قدیمی، مجاز] پناه، توجه، عنایت.
* ظل ظلیل: [قدیمی]
۱. سایۀ دائم. &delta، به طریق مبالغه گفته می شود.
۲. [مجاز] لطف و حمایت بی شائبه.

فرهنگ معین

(ظِ لّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - سایه . ۲ - پناه ، کنف . ۳ - تیرگی شب .

فرهنگ فارسی

سایه، پناه، کنف۱ - سایه . ۲ - پناه کنف جمع اظلال ظلال ظلول . ۳ - تاریکی شب . ۴ - خیالی که از دیو و پری و غیره پیدا شود . ۵ - راحت آسودگی . ۶ - نعمت . ۷ - منفعت سود . ۸ - صوفیان همه موجودات را ظل و سایه حق تعالی دانند . یا ظل اول . عقل اول که بلاواسطه صادر اول است . ۹ - تانژانت یا ظل تمام ظل متمم . خط مماس با دایره که متمم زاویه باشد . یا ظل حق . ۱ - خلیفه . ۲ - پادشاه . یا ظل خدا . ظل حق . یا ظل ز...

مترادف و متضاد

خیال، شبح

تنعم، نعمت

پناه، سایه، کنف

آسایش، آسودگی، راحت

۱. پناه، سایه، کنف
۲. خیال، شبح
۳. تنعم، نعمت
۴. آسایش، آسودگی، راحت

shadow (اسم)ظل، سایهaegis (اسم)حمایت، ظل، سپر، حفاظت...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ظِلٍّ: سایه (مقصود از ظل چیزی ، حد آن چیز است ، و به همین جهت آن را از خدای سبحان نفی و در باره غیر او اثبات کردند )معنی ظَلَّ: دائماً بود(از افعال ناقصه است که معنی اش با عبارت بعدش کامل می گردد. "ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً" :)معنی ذُّلِّ: ذلیلی - کوچکی -ناتوانی (در عبارت "ﭐخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ ﭐلذُّلِّ "کنایه ای است برگرفته ازحالتی که جوجه برای طلب غذا از پدرومادرش به بالهای ...

کلمات مرتبط

  • ظل السلطان
  • ظل الله
  • ظل اول
  • ظل تمام
  • ظل حق
  • ظل خدا
  • ظل زمین
  • ظل ظلیل
  • ظل السلطان مسعود میرزا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات