Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ظرفیت

تلفظ بین المللی : /zarfˈiːjat/ تلفظ :‌ [zaRf'i:jat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • ظرفیت 1
  • ظرفیت 2
  • ظرفیت 3
  • ظرفیت آب وندی
  • ظرفیت آب پذیری پسماند
  • ظرفیت آبگیری
  • ظرفیت آرمانی
  • ظرفیت آلاینده پذیری
  • ظرفیت اسمی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ظرفیت. [ ظَ فی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) گنجایش. بارگیر. وُسع. || آب گیر. || استعداد. قوّة.
- ظرفیت الکتریکی ؛ مقدار الکتریسیته ای است که باید به یک جسم داد تا سطح آن از صفر به یک وُلت برسد. واحد آن فاراد است. رجوع به فاراد شود.

فرهنگ عمید

۱. گنجایش، وسع.
۲. [مجاز] استعداد، قابلیت.
۳. (اسم ) اندازه، میزان.

فرهنگ معین

(ظَ یَّ ) (مص جع . ) مأخوذ از عربی به معانی ۱ - گنجایش ، تحمل . ۲ - استعداد، قوه .

دانشنامه آزاد فارسی

ظرفیت (اقتصاد). ظَرفیت (اقتصاد)(capacity)در اقتصاد، حداکثر میزان تولید ممکن، در صورت به کار گرفتن حتی المقدور کامل همۀ منابع موجود در یک اقتصاد، صنعت یا بنگاه تولیدی. محدودیت ظرفیت ممکن است به سبب فقدان سرمایه گذاری و کمبود مهارت ها به وجود آید و ظرفیت مازاد نیز ممکن است ناشی از کمبود تقاضا باشد.wikijoo: ظرفیت_(اقتصاد) ظرفیت (شیمی). ظَرفیّت (شیمی)(valence)در شیمی، میزان توانایی یک عنصر برای ترک...

فرهنگ فارسی

۱ - گنجایش وسع : اتومبیل با ظرفیت ... تن بار . ۲ - آبگیر . ۳ - استعداد قوه قابلیت . ۴ - ظرفیت یک اتم برابر با عده الکترون های است که می تواند ( هنگام ترکیب با عناصر دیگر ) از دست بدهد و یا می تواند بگیرد و یا در ضمن واکنش شیمیایی با اتم دیگری شرکت کند . بدیهی است ظرفیت یک عنصر وقتی ظاهر می شود که جسم به صورت ترکیب در آید بنابرین نمی توان برای یک عنصری که وارد ترکیبات شیمیایی نشده ظرفیت بیان کرد مگ...

دانشنامه عمومی

ظرفیت می تواند در یکی از موارد زیر به کار رود:ظرفیت شیمیایی یا والانس یا عدد ظرفیت که تعداد پیوندهای ممکن برای هر اتم را مشخص می کندالکترون های ظرفیتظرفیت گرمایی و ظرفیت گرمایی ویژه توانایی نگه داری گرماظرفیت خازنی ظرفیت نگه داری بارهای الکترونی به وسیلهٔ المان های الکتریکیظرفیت کانال در نظریه اطلاعاتظرفیت (زبان شناسی)wiki: زبان شناسی به معنی تعداد متمم هایی است که یک هسته می تواند داشته باشد. ظرف...

مترادف و متضاد

گیرش

گنجایش، وسع، وسعت

۱. گنجایش، وسع، وسعت
۲. گیرش

capacity (اسم)صلاحیت، ظرفیت، استعداد، گنجایش، مقامacumen (اسم)تیز هوشی، تیز فهمی، فراست، ظرفیت، بیناییvalence (اسم)ظرفیت، ارزش، بنیان، قدر، ظرفیت شیمیایی، ارزایی، واحد ظرفیت، بنیان ترکیب اتمیvalency (اسم)ظرفیت، ارزش، بنیان، قدر، ظرفیت شیمیایی، ارزایی، واحد ظرفیت، بنیان ترکیب اتمیvolume (اسم)توده، ظرفیت، جلد، کتاب، دفتر، سف...

فرهنگ فارسی ساره

گنجایش، گنجانه

فرهنگستان زبان و ادب

{capacitance} [شیمی، فیزیک] نسبت بار الکتریکی ذخیره شده بر روی یکی از صفحه های خازن به اختلاف پتانسیل میان دو صفحۀ آن
{tonnage} [حمل ونقل دریایی] گنجایش حجمی یا وزنی کشتی متـ . تُن بار
{valence} [فیزیک] عددی که معرف توانایی ترکیب اتم مورد نظر با اتم های دیگر است

کلمات مرتبط

  • ظرفیت 1
  • ظرفیت 2
  • ظرفیت 3
  • ظرفیت آب وندی
  • ظرفیت آب پذیری پسماند
  • ظرفیت آبگیری
  • ظرفیت آرمانی
  • ظرفیت آلاینده پذیری
  • ظرفیت اسمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات