معانی کلمه : ظبی
لغت نامه دهخدا
ظبی . [ ظُ بی ی ] (ع اِ) ج ِ ظَبی .
ظبی . [ ظُب ْ با ] (اِخ ) ناحیه ای است از سواد عراق نزدیک مداین .
ظبی . [ ظُ ب َی ی ] (اِخ ) آبی است در خاک حجاز که دور از جاده ٔ حاج ّعراق واقع و میان آن تا النقرة یک روز فاصله است .
فرهنگ عمید
آهو، غزال.
فرهنگ معین
(ظَ ) [ ع . ] (اِ. ) آهو، ج . ظب ، ظباء، ظبیات .
فرهنگ فارسی
آهو، غزال
آهو جمع ظب ظبائ ظبیات .
جمع : ظبی
آهو جمع ظب ظبائ ظبیات .
جمع : ظبی
