ظاب. ( ع اِ ) رجوع به ظأب شود.ظأب. [ ظَءْب ْ ] ( ع اِ ) بانگ و فریاد و غوغا. || سخن. || آواز تکه هنگام مست شدن. آواز بز کوهی گاه برجستن بر ماده. || ستم. || شوی خواهر. یِزنه. || کسی که خواهر زن کسی را در خانه داشته باشد و او را سلف آن کس گویند. هم داماد. هم سلف.شوهر خواهر زن. باجناغ. همریش. همپاچه. هم دندان. ج ،اَظْؤُب ، ظُ...
فرهنگ فارسی
بانگ و فریاد و غوغا . یا سخن . یا آواز کردن . بانگ کردن . یا آواز تکه هنگام مست شدن . آواز بز کوهی گاه برجستن بر ماده . یا ستم . یا شوی خواهر .