طیره . [ رَ ] (اِخ ) چندین قریه بدین نام در دمشق هست که هر یک به قبیله ای علیحده منسوب میباشند. (مراصد الاطلاع ص 269). دهیست به دمشق . (منتهی الارب ).
فال بد زدن.
۱. خفت؛ سبکی.
۲. [مجاز] مایۀ شرمندگی و خشم.
۳. خشم و غضب.
۴. خجالت؛ شرمندگی.
( ~ .) [ ع . طیرة ] (اِ.) فال بد.
(طَ یْ رَ یا طِ یْ رِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - سبکی ، سبکسری . 2 - خشم .
(رِ) [ ع . ] 1 - (اِمص .) شرم ، آزرم . 2 - آزردگی . 3 - (ص .)خجل ، شرمنده . 4 - دلتنگ .
اسم
فالبد
خفت، سبکی
خشم، غضب، قهر
خجلت، شرمساری
پریشان، شوریده
آزردگی، دلتنگی
آزرده، حزین، دلتنگ
خجل، شرمسار، شرمنده
۱. خفت، سبکی
۲. خشم، غضب، قهر
۳. پریشان، شوریده
۴. خجل، شرمسار، شرمنده
۵. فالبد
۶. خجلت، شرمساری
۷. آزرده، حزین، دلتنگ
۸. آزردگی، دلتنگی