طیب . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) بامخرمة. رجوع به بامخرمه طیب بن عبداﷲبن احمد شود.
طیب . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) لقب مرّةبن شراحیل بن الطیب مُکنی به ابواسماعیل است . چون پیوسته بعبادت مشغول بودی و زهد ورزیدی بدین لقب ملقب گردید. (انساب سمعانی برگ 376).
۱. پاک؛ پاکیزه.
۲. نیکو.
۳. حلال و روا.
(طَ یِّ) [ ع . ] (ص .) 1 - پاکیزه . 2 - خوب . 3 - روا، حلال . 4 - خوشبو.
(طِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) پاکیزه شدن . 2 - خوشبو شدن . 3 - حلال شدن . 4 - (اِ.) بوی خوش . 5 - روا، حلال . 6 - پاک ، پاکیزه . 7 - بهترین از هر چیز.
(تلفظ: tayyeb) (عربی) پاک ، پاکیزه ، مطهر ؛ (در قد یم) آنچه پاک و مطبوع است.
خوشی، لذت
اسم ≠ ناروا
پاک، پاکیزه
شمیم، بویخوش
پاک، طاهر، مطهر، مهذب
خوشبو، معطر، عطرآگین
اسم ≠ پلید، ناپاک، نجس
حلال، روا ≠ خوبی، نکویی
۱. پاک، طاهر، مطهر، مهذب ≠ پلید، ناپاک، نجس
۲. تمیز، پاکیزه ≠ ناپاک
۳. منقح
۴. پاک شدن، پاکیزه شدن
۵. حلال شدن
۶. حلال، روا ≠ حرام، ناروا