Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ طویس

تلفظ بین المللی : /tˈavis/ تلفظ :‌ [t'avis]
لغت نامه دهخدا
  • طویستان
  • سافر طیس
  • صافی طویت
  • طبیس
  • طلیس
  • طمیس
  • طمیسه
  • طواسین
  • طورس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

طویس . [ طُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر طاووس . (منتهی الارب ). طاووس خُرد.

طویس. [ طُ وَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر طاووس. ( منتهی الارب ). طاووس خُرد.طویس. [ طُ وَ ] ( اِخ ) عیسی بن عبداﷲ مکنی به ابوعبدالنعیم. مردی ظریف و عالم به تاریخ مدینه و انساب مردم آن بوده و دف نیکو می نواخت و از مشهورترین علماء فن غنا در صدر اسلام بود. مخنثی از عرب و او به شآمت مشهور بوده چه ...

کلمات مرتبط

  • طویستان
  • سافر طیس
  • صافی طویت
  • طبیس
  • طلیس
  • طمیس
  • طمیسه
  • طواسین
  • طورس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات