طویس. [ طُ وَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر طاووس. ( منتهی الارب ). طاووس خُرد.طویس. [ طُ وَ ] ( اِخ ) عیسی بن عبداﷲ مکنی به ابوعبدالنعیم. مردی ظریف و عالم به تاریخ مدینه و انساب مردم آن بوده و دف نیکو می نواخت و از مشهورترین علماء فن غنا در صدر اسلام بود. مخنثی از عرب و او به شآمت مشهور بوده چه ...