معانی کلمه : طوب
لغت نامه دهخدا
طوب . (اِخ ) (قصر الَ ...) موضعی است به افریقیه . (معجم البلدان ).
طوب . (اِخ ) موضعی است درگذرگاه اردن که یفتاح بدانجا گریخت ... و دور نیست که همان طیبه حوران حالیه باشد. (قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ فارسی
موضعی است در گذرگاه اردن که یفتاح بدانجا گریخت .
