معانی کلمه : طهارت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پاک شدن.
۲. پاکی، پاکیزگی.
۳. وضو.
۴. = استنجا
۲. پاکی، پاکیزگی.
۳. وضو.
۴. = استنجا
فرهنگ معین
(طَ رَ ) [ ع . طهارة ] ۱ - (مص ل . ) پاک گردیدن . ۲ - غسل کردن ، وضو گرفتن . ۳ - (اِ مص . ) پاکی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پاک شدن ، پاکی، پاکیزگی، وضو، غسل، استنجائ
۱ - ( مصدر ) پاک گردیدن پاک شدن . ۲ - منقطع شدن حیض زن . ۳ - غسل کردن بانقطاع خون و جز آن . ۴ - وضو گرفتن . ۵ - پاکی . ۶ - نظافت مخصوصی که انواع آن عبارتست از وضو غسل تیمم و غیره .
۱ - ( مصدر ) پاک گردیدن پاک شدن . ۲ - منقطع شدن حیض زن . ۳ - غسل کردن بانقطاع خون و جز آن . ۴ - وضو گرفتن . ۵ - پاکی . ۶ - نظافت مخصوصی که انواع آن عبارتست از وضو غسل تیمم و غیره .
مترادف و متضاد
پاکدامنی، پاکی ≠ نجاست
تطهیر، تیمم، طهر، غسل، وضو
۱. پاکدامنی، پاکی
۲. تطهیر، تیمم، طهر، غسل، وضو ≠ نجاست
