ضماد؛ مرهم.
(طُ یِ یا یَ) (اِ.) آن چه که بدان طلا کنند، دارویی که بر اندام مالند.
(طَ یِ یا یَ) [ ع . ] (اِ.) تحریف شدة طلیعة عربی ، مقدمة لشکر، پیشروان لشکر که برای شناسایی اوضاع و احوال دشمن فرستاده می شوند.
(تلفظ: talāye) (عربی) (به مجاز) نشانه یا جلوهی نخستین از هر چیز که پیش از دیگر نشانهها نمایان شود .
پیشقراول، جلودار، طلیعه، مقدمتالجیش