معانی کلمه : طرح برداشتن
لغت نامه دهخدا
طرح برداشتن. [ طَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نقل برداشتن ، مثلاً خانه ای را دیده ، مثل آن خانه ای سازند،گویند از خانه فلان کس طرح برداشته ایم :
ما صنمخانه عشقیم خلیلی باشد
که ز بتخانه ما طرح حرم بردارد.
ما صنمخانه عشقیم خلیلی باشد
که ز بتخانه ما طرح حرم بردارد.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نشانه برداشتن ( از خانه و مانند آن ) الگو برداشتن گرده برداشتن ( از روی کسی یا چیزی ) .
نقل برداشتن
نقل برداشتن
