کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه طرب-کردن | کلماتور
معانی کلمه : طرب کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈarab kˈardan/
تلفظ :
[t'aRab k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
طرح کردن
طرد کردن
طلب کردن
از نو طرح کردن
با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
بیک طرف متمایل کردن
جنگ طلب کردن
دعوای متقابل طرح کردن
طرح دعوی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
طرب کردن. [ طَ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شادی کردن. خوشدلی کردن. فیریدن : اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن. ( خواجه عبداﷲ انصاری ).
با دوست به خرگاه طرب کردن عشاق
خوشتر بود اکنون و طرب کردن گلزار.
امیرمعزی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شادی کردن خوشحالی نمودن فریبیدن .
کلمات مرتبط
طرح کردن
طرد کردن
طلب کردن
از نو طرح کردن
با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
بیک طرف متمایل کردن
جنگ طلب کردن
دعوای متقابل طرح کردن
طرح دعوی کردن
نظرات