Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طبیعت

تلفظ بین المللی : /tˌabiʔˈat/ تلفظ :‌ [t,abi?'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • طبیعت بی جان
  • طبیعت درمانگر
  • طبیعت درمانی
  • طبیعت شناس
  • طبیعت کردن
  • طبیعت گردی
  • طبیعت گردی احیاگر
  • طبیعت گردی تخصصی
  • طبیعت گردی عمومی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

طبیعت.[ طَ ع َ ] ( ع اِ ) طبیعة. سرشت که مردم بر آن آفریده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نهاد. آب و گِل. خوی.گوهر. ( بحر الجواهر ). سلیقه. فطرت. خلقت. طبع. ذات.طینت. جبلت. ضمیرة. غریزة. سجیة. جدیرة. خلیقة. اخذ. خلق. قریحه. عریکة. شیمة. شریة. تقن. توز. توس. سوس. بکلة. خشیبة. طِراز: لیس هذا من طرازک ؛ نیست این از طبیعت تو. ( منتهی الارب ). قلیب. کیان : چو کنعان را طبیعت بی هنر بودپیمبرزادگی قدرش...

فرهنگ عمید

۱. قسمتی از جهان که ساختۀ دست بشر نیست، مانند گیاهان، جانوران، جنگل، دریا، کوه، و بیابان.
۲. جهان هستی.
٣. قضاوقدر، روزگار.
٤. فطرت، سرشت، نهاد: طبیعت انسان میل به کمال است.
٥. [قدیمی] هریک از عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک، و آتش ).
٦. [قدیمی] غریزه.

فرهنگ معین

(طَ عَ ) [ ع . طبیعة ] (اِ. ) ۱ - سرشت ، خوی . ۲ - آن بخش از جهان که ساخته دست آدمی نیست .

دانشنامه آزاد فارسی

طبیعت (nature)دنیای زنده، شامل گیاهان، جانوران، قارچ ها، همۀ موجودات ذره بینی، و خصوصیات شکل گرفتۀ طبیعی، مانند کوهستان ها و رودخانه ها. از نظر تاریخی، طبیعت معانی چندگانه ای داشته است که بنابه قرارداد به دو مورد محدود شده اند. ۱. طبیعت به جوهر یا کیفیت ذاتی یک چیز اطلاق می شود. از آن جمله است طبیعت انسانی، یعنی خصوصیاتی همگانی که در همۀ مردم مشترک اند. ۲. طبیعت به دنیای مادی و پدیده هایی اطلاق می...

فرهنگ فارسی

سرشت، نهاد، سجیه، سرشتی که مردم بر آن آفریده شده، مزاج، فطرت، طبایع جمع( اسم ) ۱ - سرشتی که مردم بر آن آفریده شده نهاد فطرت . ۲ - خلق خوی . ۳ - هر یک از چهار عنصر آخشیج . ۴ - وضع اختصاصی و مزاجی یک فرد مزاج جمع : طبائع ( طبایع ) . ۵ - قوه مدبره همه اشیائ در عالم طبیعی که عبارتست از زیر فلک قمر تا زمین . ۶ - قوه ایست ساری در اجسام که افاده تخلیق و تشکیل می کند . ۷ - حقیقتی الهی که فعاله همه صور است...

دانشنامه عمومی

طبیعت، به معنای گستردهٔ کلمه، معادل جهان یا عالم طبیعی، فیزیکی و مادی است. طبیعت در حالت کلی، به پدیدهٔ جهان فیزیکی و همچنین زندگی اشاره دارد؛ و همچنین قلمرو آن از ذرات زیراتمی تا خود گیتی گسترده است.اگرچه واژهٔ طبیعت امروزه در معناهای مختلفی به کار می رود، اغلب به مفهوم زمین شناسی و حیات وحش اشاره دارد. طبیعت به حوزهٔ کلی انواع متنوع گیاهان و حیوانات زنده و گاهی اوقات نیز به فرآیندهای مرتبط با اش...

نقل قول

طبیعت• «آن جاکه طبیعت توقف می کند، هنر آغاز می شود.» -> ویل دورانت• «آن که انتظار دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.» -> ولتر• «آیا حضور مستمر این – به ظاهر – غم غربت روستا در شعر یک شاعر، نشانه طبیعی بودن و حقیقی بودن حضور او - در مقایسه با حضور ژورنالیستی بسیاران دیگر، حتا از معاریف - در عرصه ادبیات مدرن ایران نیست؟» -> منوچهر آتشی• «احساس و خیال را، آ...

فرهنگ اسم ها

اسم: طبیعت (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: tabiat) (فارسی: طَبیعت) (انگلیسی: tabiat)
معنی: سرشت و ذات

مترادف و متضاد

روزگار، دهر

جهان، عالم، دنیا

آفرینش، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، خمیره، خوی، ذات، سرشت، طبع، عادت، غریزه، فطرت، مزاج، منش، نهاد

۱. آفرینش، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، خمیره، خوی، ذات، سرشت، طبع، عادت، غریزه، فطرت، مزاج، منش، نهاد
۲. جهان، عالم، دنیا
۳. روزگار، دهر

nature (اسم)نهاد، خوی، طبع، روح، خیم، سیرت، نوع، گونه، خاصیت، سرشت، طبیعت، خو، فطرت، افرینش، مشرب، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] قرآن کریم همواره از طبیعت و شناخت آن سخن می گوید و ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن آمده است از جمله: آسمان، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، از ابرهای باران زا و ابرهای غیر باران زا، ریزش فراوان آب از آسمان، رویش گیاهان، زیبایی های نور، جلوه های گوناگون رنگ و وزش باد.راستی چه وقتی دیدن طبیعت مفهوم دیگری پیدا می کند و زیبایی وجذابی دیگر را فراهم می سازد؟ در صورتی که بدانیم در سراپرده طبیعت، دستی ...

فرهنگ فارسی ساره

کیاناد، نیاد

خیم، سرشت، زیستگاه

واژه نامه بختیاریکا

گُر

کلمات مرتبط

  • طبیعت بی جان
  • طبیعت درمانگر
  • طبیعت درمانی
  • طبیعت شناس
  • طبیعت کردن
  • طبیعت گردی
  • طبیعت گردی احیاگر
  • طبیعت گردی تخصصی
  • طبیعت گردی عمومی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات