طبرش. [ طَ رَ / طَ رِ ] ( اِخ ) معرب تفرش. ولایتی است که از هر طرف که بدو روند به گریوه فرو باید رفت ، سیزده پاره ده است ، خم «ظ: فم یا فیم »و طرخوران از معظمات اوست ، هوایش معتدل است ، آبش ازچشمه ها و کاریز که از آن کوهها برمیخیزد و ارتفاعاتش پنبه و غله و میوه بود، اکثر اوقات آنجا ارزانی بود، و مردم آنجا شیعی اثناعشری اند. حقوق دیوانیش شش هزار دینار است. ( نزهةالقلوب چ لندن ص 68 ). تفرش در فرورفت...
فرهنگ فارسی
تفرش . توضیح نام این ناحیه بصورت [ طبرس ] در کتاب البلدان یعقوبی ( ف. ۲۹۲ ه.ق . ) و تاریخ بیهق و نیز طبرش دوبار در راحه الصدور و چند بار در ترجمه تاریخ قم آمده . معرب تفرش ولایتی است که از هر طرف که بدوروند بگریوه فرو باید رفت